حسين بن حسن خوارزمي

460

شرح فصوص الحكم

مدت پانزده سال است كه مرا تصرف عطا داده است ، اما من از روى تظرّف تصرّف به حق گذاشته‌ام . و اين مقال نوعى است از گستاخى و إدلال و قريب به سوء أدب با حضرت ذو الجلال . آرى ، بيت : نى كژى نى راستى باشد مرا من كيم تا خواستى باشد مرا و أما نحن فما تركناه تظرفا - و هو تركه إيثارا - و إنما تركناه لكمال المعرفة ، فإن المعرفة لا تقتضيه به حكم الاختيار . فمتى تصرف العارف بالهمة في العالم فعن أمر إلهى و جبر لا به اختيار . و لا نشك أن مقام الرسالة يطلب التصرف لقبول الرسالة التي جاء بها ، فيظهر عليه ما يصدقه عند أمته و قومه ليظهر دين الله تعالى . [ 188 - ر ] ) * اما ترك تصرّف از جهت تظرّف - كه ايثار غير است بر نفس خويش نمىكنيم بلكه ترك تصرّف در ما از براى كمال معرفت است ، چه معرفت اقتضاى تصرف نمىكند به حكم اختيار تصرف . و اختيار صفت موجود است ، « چون نيست مرا ذات ، صفت چون باشد » . لا جرم هر گاه كه عارف به همت در عالم تصرف كند ، آن تصرف از امر الهى بود بطريق جبر نه بر سبيل اختيار . بيت : كار من اگر به اختيارم بودى آشفته تر از زلف نگارم بودى گر من نظرى به كار خود داشتمى او را نظرى كجا به كارم بودى و شك نيست كه مقام رسالت طلب تصرف مىكند و مقتضى اظهار معجزات و خوارق عادات است تا سبب تصديق امّت و موجب ظهور ملَّت باشد . و الولى ليس كذلك . و مع هذا فلا يطلبه الرسول في الظاهر لأن للرسول الشفقة على قومه ، فلا يريد أن يبالغ في ظهور الحجة عليهم ، فإن في ذلك هلاكهم : فيبقى عليهم . و ولى چنين نيست كه مقام او مقتضى تصرّف باشد . و رسول با وجود اقتضاى مقام او تصرّف را ، طلب تصرّف در ظاهر نمىكند « 34 » از آن كه رسول را شفقت بر قوم خويش در غايت كمال است . لا جرم ارادهء مبالغه در اظهار حجت نمىكند ، لا جرم از روى تعطَّف و اشفاق و مرحمت ناشيه از « 35 » مكارم اخلاق ابقاى صورت حجاب مىكند تا موجب هلاكت ايشان نشود . و قد علم الرسول أيضا أن الأمر المعجز إذا ظهر للجماعة منهم من يؤمن عند ذلك و ) *

--> « 34 » پا : مقام تصرف در ظاهر نمىكند . « 35 » پا : باشد از .